خانه
معرفي همایش
امتيازات همايش
اخبار و رويدادهای همايش
همایش هفتم
همایش ششم
همایش پنجم
همایش چهارم
همایش سوم
همایش دوم
همایش اول
مجموعه مقالات همايش
کمیته علمی همایش
گزارش تصویری همايش
انتشارات و ويژه نامه ها
محورهاي همايش
سايت های مرتبط
تماس با ما
بیست و پنجمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شد***لطفا برای تهیه ماهنامه مدیریت ارتباطات در تهران به کیوسک های مطبوعاتی مراجعه نمائید***علاقمندان در شهرستان ها می توانند با دریافت فرم اشتراک از سایتwww.cmmagazine.ir و تکمیل و ارسال آن ماهنامه را دریافت نمایند .
اخبار و رويدادهای همايش
آخرین مطالب
|
آرشیو
|
جستجو
تاریخ:
1383/10/12
نظرات: 0 نظر
نمایش: 480 مرتبه
تعداد امتیاز: 1 (
)
اينترنت و توسعه، گفتگو با پروفسور كمالي پور
پروفسور يحيي کماليپور استاد و رييس دپارتمان ارتباطات دانشگاه پردوي آمريکا، هفته گذشته ميهمان روزنامه خراسان در تهران بود.در ميزگردي که با حضور اين استاد ايراني برجسته و 3 تن از خبرنگاران خراسان(حميد ضيايي پرور ، طاهره ساعدي و رضا كربلايي برگزار شد درباره فعاليتهاي علمي او در زمينه ارتباطات و اينترنت سوالاتي مطرح شد، پروفسور کماليپور صاحب 10 اثر جهاني به زبان انگليسي در زمينه ارتباطات و جهاني شدن است.طي 2 هفته اخير در 3 مراسم جداگانه در ايران از خدمات علمي او به جامعه بشري تقدير شد. متن اين مصاحبه درپي ميآيد. در دپارتمان ارتباطات دانشگاه پوردو چه فعاليتهاي علمي صورت ميگيرد؟ در 5-6 سال اخير که من رييس دپارتمان ارتباطات هستم رشتههاي اين بخش را افزايش دادهام که به 10 رشته و 18 گرايش رسيده است. ارتباطات يک رشته پوياست که مرتبا" مباحث آن عوض ميشود، يکي از گلايههاي من اين است که ما هميشه دنبالهرو بودهايم و از قافله عقب ماندهايم. يکي از رشتههاي داغ ارتباطات، رسانههاي تصويري و هنرهاي گرافيکي است که دروس آن شامل دروس ابتدايي هنري (طرح و رنگ) و در عصر ديجيتالي (وبسايت و طراحي) است. از کارهاي من، يکي اين است که رشتهها را «مياندپارتماني» کردهام يني مثلا" همين رشته، نيمي از دروس تخصصي آن در بخش خودم و نيمي ديگر در بخش کامپيوتر است. رشته ديگر «ارتباطات سياسي» است که نيمي از دروس آن در دپارتمان ارتباطات و نصف دروس آن در دپارتمان علوم سياسي تدريس ميشود. رشته «تبليغات» نيز مشترک بين دپارتمان ارتباطات و دپارتمان مديريت است. آيا در دانشگاههاي آمريکا مثل ايران محدوديتي براي پذيرش دانشجو وجود دارد؟ مثلا کنکور هست؟ در سطح دکترا، بله آزمون هست، چون تقاضا بيش از ظرفيت است، ليسانس کمي بازتر است، فوقليسانس هم باز است اما دکترا محدود است. آيا روزنامهنگاري الکترونيک يا روابط عمومي الکترونيک هم به عنوان يک رشته تدريس ميشود؟ به طور اخص نه، روابط عمومي هنوز هم روابط عمومي است. جزو سرفصلهاي دروس چطور؟ کماليپور: همگام با تحولات ديجيتالي، ما دروس قديمي را حذف و دروس جديد را ارائه کردهايم مثلا" عکاسي ديجيتالي و طراحي وب را اضافه کردهايم يا تبليغات سياسي. 2 تا 3 سال وقت گرفت تا اين دروس برنامهريزي شد و از سوي دانشگاه تصويب شد. درمورد نشريه Global Media Journal توضيح دهيد؟ چه نوع مطلبي در آن منتشر ميشود؟ ايده گلوبال مديا ژورنال از 9 سال پيش مطرح شد، البته اولين شماره اين نشريه علمي در پاييز 2002 منتشر شد، هيئت تحريريه اين نشريه کساني هستند که در زمينه ارتباطات و جهاني شدن صاحب تخصص هستند و در دانشگاههاي مختلف دنيا مشغول تدريس و تحقيق ميباشند. و پروژه ديگر ما «My Global Village »دهکده جهاني من است که به مسايل جهاني ميپردازد. به زودي«The Journal of Globalization ژورنال جهاني شده را منتشر ميکنم. انجمني به نام «گلوبال فيوژن کنسرسيوم» را راهاندازي کردهايم که سنش به اندازه ژورنال است. روابط عمومي الکترونيک چه تاثيري روي شفافسازي سازمانها دارد؟ در روابط عمومي الکترونيک، تعامل بيشتر و سرعت بالاتري وجود دارد، شفافيت بسته به نحوه ارايه اطلاعات دارد، روابط عمومي، تعريفش عوض نشده، اينترنت کار را راحت کرده است از مخارج نهادها کم شده است چون ميتوان مثلا" بولتنهاي خبري را به صورت الکترونيکي منتشر کرد. يکي از کارکردهاي روابط عموميها، مقوله افکارسنجي و نظرسنجي است، ولي مثلا" در انتخابات اخير ايران ديديم که خيلي از اين نظرسنجيها با واقعيت منطبق نبود، دليل آن را چگونه ارزيابي ميکنيد؟ آيا روشهاي به کار برده شده علمي نبوده يا مشکل در جاي ديگري است؟ البته من حساب نظرسنجيهاي کاذب برخي رسانهها را از نظرسنجيهاي موسسات علمي و تخصصي جدا ميکنم. روش کار اين موسسات علمي است ولي دليل اينکه نتايج آن نظرسنجيها با واقعيت متفاوت بود، به شکل فرهنگي در جامعه ايران برميگردد. ما ايرانيها اصولا" اعتمادي به نهادها نداريم، نظر واقعي خود را نميگوييم، از سوي ديگر ما خيلي سريع افکار و ديدگاههاي خود را عوض ميکنيم روابط عموميها بايد روي اين مسايل کار کنند و آن را حل کنند. اين مسايل در کشورهاي پيشرفته، جاافتاده و مشکلي ندارند. آيا اينترنت ابزاري براي تهاجم فرهنگي است يا ميتواند عاملي براي توسعه هم باشد؟کماليپور: من اساسا" با مسئله تهاجم مشکل دارم، چون آن چيزي که ما تهاجم ميناميم توسط شرکتهاي رسانهاي چند مليتي انجام ميشود و متخص ايران هم نيست، تبليغ رسانهاي در جهان مثل توزيع و مصرف مثلا" کالاي sony در تمام دنيا است، هدف اين پروژهها تمام جهان است. براي درک مکانيزم اين رخدادها بايد به مفاهيم جهاني شدن احاطه داشت. اينترنت ميتواند به توسعه کمک کند، اينترنت يک کانال ارتباطي بينظير است. من هرروز از اينترنت استفاده ميکنم، دائما" کامپيوتر من روشن است و روزانه چند بار به اي-ميلهايم سر ميزهم و با همه دنيا در تماس هستم. در اينترنت هر اطلاعاتي که بخواهيد وجود دارد. اينترنت يک شبکه عظيم اطلاعاتي است، در اين عصر ديجيتالي نميتوان اينترنت را ناديده گرفت، بايد از آن حداکثر استفاده را کرد. آيا شما هنوز معتقديد که بايد اينترنت را در ايران متناسب با نيازهاي خودمان بومي کنيم و از جامعه کشاورزي و نيمه صنعتي به جامعه اطلاعاتي جهش پيدا کنيم. اينترنت يک ابزار است. اين اشتباه است که ما روي ابزار تمرکز بکنيم و فکر کنيم که اينترنت ميتواند مشکلات ما را حل کند يا اينترنت ميتواند ما را به روند جهاني شدن پيوند بزند، مسئله اصلي مسائل فرهنگي و سنتها و امکانات آموزشي است. بايد آموزش اينترنت از سطوح دبستان شروع شود. اگر سونامي آمده نبايد مانع آب شد، آب هم ميتواند باعث آباداني شود هم عامل سونامي. به خاطر سونامي، جلوي آب را نميگيرند. اين منطق درستي نيست که به دليل عوارض اينترنت، جلوي آن را بگيريم، عوارض اينترنت را با آموزش بايد خنثي کرد. براي بومي شدن اينترنت در ايران به عنوان راهکاري براي توسعه، 4 مشکل اساسي هست: 1-ضعف جامعه مدني 2- ساختار به شدت دولتي 3-فرهنگ شفاهي 4-بسترهاي فني. براي حل اين مشکلات چه راهکارهايي وجود دارد؟ سوال خيلي خوبي است، جواب کوتاهي نميتوان به آن داد چون بايد هريک را موشکافي کرد، اما من شخصا" به فضاي باز اعتقاد دارم. از نظر سياسي، فرهنگي و رسانهاي. بحث جامعه مدني و قانونمندي خيلي مهم است، براي آن بايد فرهنگسازي کرد. ما همزمان در 3 مقطع زماني قدم برميداريم يعني هم در عصر کشاورزي هستيم و هم در عصر صنعتي و هم درعصر اطلاعاتي و هرگوشه از کشور در يک فضا قرار دارد. در بخشي از جامعه که اکثريت را هم تشکيل ميدهد فرهنگ شفاهي بر رسانهها غلبه ميکند. براي حل اين مشکل، بايد آموزش تقويت شود، رسانهها بايد صادق باشند تا اعتماد مردم را جلب کنند و شفافسازي صورت گيرد، البته مشکلات چند جانبه است. شايد يکي از علتهاي مسئله اين باشد که يک نوع شکاف غني و فقير و شکاف اطلاعاتي در ايران هست.البته اين شکاف ديجيتالي در تمام دنيا هست. ببينيد تکنولوژي در ايران هم هست، اما به نحو احسن استفاده نميشود. مشکلات فرهنگي دست و پاگير باعث مي شود که مثلا" دانشگاه هاي ما درجا بزنند. هيچ نوع ارتباط ارگانيکي ميان مراکز علمي و دانشگاهها و موسسات تحقيقاتي حتي در داخل کشور وجود ندارد، عدم هماهنگي ميان نهادها و پراکندگي آنها از مشکلات اساسي ايران است، وقتي ميان اين نهادها تفاهم و همکاري علمي وجود ندارد، چطور ميتوان توقع داشت که پيشرفت صورت بگيرد. توصيه شما براي حل مشکل چيست؟ چه بايد کرد؟ من خاطرهاي براي شما نقل ميکنم که پاسخ سوال شماست. يک راننده تاکسي درايران در پاسخ به همين سوال به من گفت:واقعيت اين است که ما ايرانيها هيچوقت قانع نيستيم، هميشه نق ميزنيم، امکانات داشته باشيم يا نداشته باشيم فرقي نميکند، هميشه تقصير را به گردن ديگران مياندازيم و هيچوقت نميگوييم خودمان مقصر هستيم. او ميگفت: وقتي من داد ميزنم، انتظار دارم يکي بيايد بگويد مشکلت چيست نه اينکه توي سرم بزند. من معتقدم ما همه چيز داريم، منابع زيرزميني، منابع فکري، زيرساختها، تکنولوژي و ابزار، آن چيزي که نداريم مديريت، برنامهريزي، همکاري و تفاهم است و اگر بر اينها غلبه کنيم به توسعه ميرسيم لذا من به آينده ايران کاملا" خوشبين هستم. اينترنت، کار روابط عموميها را راحت کرده است، مخارج کم شده و مثلا" ميتوان بلوتنهاي خبري را به صورت الکترونيکي منتشر کرد. آموزش اينترنت بايد از سطوح دبستان شروع شود، مسئله اصلي مسايل فرهنگي، سنتها و امکانات آموزشي است.
کد: 90
گروه:
اخبار همايش اول روابط عمومي الکترونيک
نویسنده خبر:
دبیرخانه همایش روابط عمومی الکترونیک
امتیاز بندی
1
2
3
4
5
ورود به سايت