|
وی میگوید: آموزش، بهداشت، صنعت و تولید، تجارت، بانکداری، خدمات و حتی نحوه گذران اوقات فراغت و سرگرمیها، همه تحت الشعاع آثار و تبعات این تکنولوژیها قرار گرفتهاند.
او تأکید میکند: بطور طبیعی روابطعمومی نیز به عنوان یک رسانه اجتماعی دستخوش این تغییرات قرار گرفته و یا اینکه با استفاده از این تکنولوژیها به عنوان یکی از محورهای اصلی در تغییرات محسوب می شود.
معادی به مناسبت در پیش بودن هفتمین همایش روابطعمومی الکترونیک، در پاسخ به این سؤوال که استفاده از تکنولوژی های روز تا چه میزان می تواند عقب ماندگی تاریخی روابط عمومی را جبران کند گفت: در پاسخ به این سوال لازم است در وهله اول درک صحیحی از عقب ماندگی داشته باشیم و بتوانیم تعریف، معیار و ملاکی درستی از عقب ماندگی ارائه دهیم، آنگاه بتوانیم به تاثیر فناوری نوین برجبران عقب ماندگی روابطعمومی اشاره کنیم.
او با اشاره به اینکه اگر ملاک و تعریف و شاخص نداشته باشیم، بر چه اساس و پایه ای می توانیم بگوییم، روابطعمومی ایران عقب مانده است؟ ادامه داد: متقابلاً ملاک توسعه یافتگی و پیشرفت و ترقی کدام است؟ اگر خود را مقید به ارائه یک چارچوب نظری از توسعه نیافتگی ندانیم در آن صورت چگونه میتوانیم به روند تاریخی عقبماندگی روابطعمومی در ایران بپردازیم تا اینکه بتوانیم ابزار و فناوریهای ارتباطات و اطلاعات را تنها نسخه شفابخش جبران عقبماندگیهای تاریخی روابطعمومی در ایران بدانیم.
معادی با اشاره به سخنان آدلمن (Adelman) که می گوید: "یک جامعه موقعی عقبمانده است که توسعه اقتصادی در آن قابل حصول اما کامل نشده باشد". افزود: اِنکه(Enke) نیز یک کشور فقیر و عقبمانده را چنین توصیف میکند: "اگر در یک کشور منابع طبیعی ارزشمند اما بلا استفاده و یا فرهنگی غیراقتصادی اما قابل تغییر وجود داشته باشد"، در آنصورت چنین کشوری عقبمانده خوانده میشود. مشابه ایندو نویسنده کوزنتس (Kuzntes) می گوید: "منظور ما از اصطلاح عقب مانده اشاره به کشورهایی است که توسعه اقتصادی آنها کمتر از آن چیزی است که میتوانند باشد، و قابلیت آنها بسیار بیش از آن چیزی است که در حال بهرهبرداری هستند.
معادی، با اشاره به اینکه برای بیان مفهوم «توسعه یافتگی» و یا «توسعه نیافتگی» اقتصاددانان تعاریف وراههای متفاوتی را ارائه کردهاند گفت: عدهای از آنان به ضوابط کمی روی آورده اند و با مقایسه آماری دادههائی نظیر تولید ملی، درآمد سرانه، سطح آموزش و بهداشت و درمان، چگونگی توزیع درآمد، میزان سرمایهگذاری و... کشورها را در دو گروه «توسعه یافته» و «توسعه نیافته» تقسیمبندی کردهاند. عدهای دیگر از اقتصاددانان تبیین علایم و نشانههای «توسعه نیافتگی» را وجه مطالعه خویش قرارداده و علایمی از قبیل:کثرت مرگومیر، نرخ بالای زادوولد، کمبود مصرف پروتئین، کمبود مصرف سرانه انرژی و... را از مشخصههای «عقب ماندگی» قلمداد کردهاند. گروه سوم از متفکرین و اقتصاددانان نیز برای بیان توسعه نیافتگی راه سومی را در پیش گرفته و به ساختار جمعیت، ساختار تولید، ساختار صادرات و... توجه کردهاند. به نظر این گروه از اندیشمندان وجود ساختار دوگانه و نبود یا کمبود پیوستگی بین بخشهای مختلف اقتصادی کنونی، نارسائی جریان درآمد و سرمایه، موجب می شود هر یک ازبخشهای اقتصادی دریک حالت دورافتادگی و ناپیوستگی و عزلت قرار گرفته و به طور منفک و مستقل تحول مییابند و توسعه اتفاق نمیافتد. (وضعیتی که درکشورهای درحال توسعه دیده میشود).
مشاور مدیرعامل بانک توسعه تعاون، در ادامه سخنان خود تأکید کرد: موضوع اساسی آن است که کشورهائی که ما آنها را «درحال توسعه» مینامیم و امروزه با پدیده «توسعه نیافتگی» دست به گریبانند، برای دستیابی به توسعه اقتصادی به عوامل محرکهای مانند سرمایه، نیروی انسانی ماهر و توانا، تکنولوژی وآشنائی با روشهای علمی و فنی جدید، آگاهی از تحولات اجتماعی و فرهنگی و برنامههای هماهنگ و سازگار جهت بهرهبرداری از عوامل مختلف تولید، نیاز مبرم دارند.
معادی در تکمیل نظرات خود در این بخش افزود: عواملی که موجب عینیت بخشیدن به توسعه اقتصادی میگردند متعدد و در عین حال متنوعاند که بهرهگیری بهینه از علم و دانش جهانی، مدیریت علمی، داد و ستد کالا و خدمات، و دانش فنی خارج از مرز ملی از آن جملهاند.
مدیر امور سرمایه گذاری و شرکتهای بانک توسعه تعاون ادامه داد: بنابراین با توجه به دیدگاههای فوق، عقبماندگی و یا توسعهیافتگی هر کشوری از حیث فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ارتباط مستقیم با عقبماندگی و یا توسعهیافتگی اقتصادی دارد و اصولاً وقتی صحبت از توسعه میشود اولین مقولهای که به ذهن متبادر میشود توسعه اقتصادی است و در واقع برای حرکت در مسیر توسعه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، باید توسعه اقتصادی را به عنوان یک اصل و شالوده برای دستیابی به این مهم به حساب آوریم، زیرا تعدادی از اقتصاددانان توسعه اقتصادی را صرفاً محدود به تغییرات آشکار در نهادهای اقتصادی ندانسته معتقدند که توسعه اقتصادی متضمن تحولات عمیق و اساسی هم در ساختارهای اقتصادی و هم در ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه میباشد بنابراین در خواهیم یافت که روابطعمومی نیز از این قاعده مستثنی نیست و محصول عقب ماندگی تاریخی روابطعمومی در ایران ریشه در مسائل دیگر دارد بنابراین اولین پیشنیاز فرآیند توسعه در روابطعمومی وجود خواست توسعه در بین کارگزاران روابط عمومی و بخصوص در بین مدیران عالی و تصمیمگیران جامعه میباشد و در واقع نیاز و احساس نیاز میبایست تبدیل به فعل خواستن شود، زیرا باید باور کنیم که روابطعمومی در ایران دچار عقب ماندگی ساختاری است و ساختار روابطعمومی دستگاههای اجرایی طی چند سال گذشته از حیث کارکرد ضعیف بوده است و در حال حاضر نیز این معضل جدی گریبانگیر روابطعمومی هاست، مضاف بر این که نگرش مسؤولین و مدیران روابطعمومی بیشتر تبلیغی است که باعث عقب ماندگی در این بخش شده است.
مؤلف کتاب تکریم ارباب رجوع با اشاره به اینکه بطور کلی در زمینههای توسعه نیافتگی روابطعمومی نگرش مدیران سازمانها از یک طرف و مدیران روابطعمومی از طرف دیگر مهم است افزود: عدم درک وجود ذهنی و فلسفی روابطعمومی و روزمرگی از علل اصلی عقبماندگی روابطعمومی است.
معادی گفت: روابطعمومی در جامعه ما دچار عقبماندگی و عدم رشد است. به بیان دیگر چه از لحاظ امکانات سختافزاری و چه از بعد امکانات نرمافزاری همگام با کشورهای پیشرفته حرکت نکردهایم، ضمن آنکه یکی از این علل عقب ماندگی روابطعمومی که در جامعهشناسی هم مفصلاً به آن پرداخته میشود بحث کارکردگرایی و عملگرایی است. به قول شیخ اجل سعدی «دوصد گفته چون نیم کردار نیست» یا اینکه «به عمل کار برآید، به سخندانی نیست» بنابر این آنچه در عرصه فعالیت روابطعمومی قابل اندازهگیری و رصد میباشد تأثیر و تأثر فعالیت و عملکرد روابطعمومی در رشد و توسعه جامعه و رضایتمندی مردم است نه بوق و کرنا شدن برای مدیران.
وی مانع دیگر که باعث می شود روابطعمومی روی ریل پیشرفت قرار نگیرد را عمل غیرحرفهای دانست و افزود: حرفه ای عمل کردن یکی از عناصر و مؤلفه های اصلی تعالی روابطعمومی است.
او ادامه داد: بنابراین باید به لحاظ آمادگی فکری به این جمعبندی برسیم که حرکت در مسیر توسعه نیازمند تغییر در فکر و ایجاد یک شخصیت جدید و بازخوانی و بازمهندسی روابطعمومیهاست. باید بتوانیم روابطعمومی را از پایه تشریفاتی خارج کنیم و با استفاده از ابزار و سازوکار جدید به سمت کار هنری، خلاق، با نشاط و کاملاً متضمن درک موقعیت، سوق دهیم و با توانمندسازی روابطعمومی امکان معرفی مزیتهای رقابتی سازمان را به عنوان یکی از وظایف اصلی در حوزه روابطعمومی تقویت کرده و زمینه ارتقای نقش روابطعمومی را در عرصه تقویت مخاطبیابی داخلی و بینالمللی فراهم سازیم.
معادی در مورد پیش نیاز دوم برای جبران عقبماندگی روابطعمومی و حرکت آن در مسیر رشد و توسعه گفت، آمادگی مدیران تصمیمگیر و ارشد برای پرداخت هزینههای توسعه عامل مهمی است. به عبارت دیگر، قرار گرفتن خواست توسعه در اولویت اصلی جامعه روابطعمومی باید همزمان با آمادگی مدیران عالی در پرداخت هزینههای نیل به این هدف مد نظر قرارگیرد، در واقع تدوین برنامه اصولی و جامع در راستای رشد و توسعه روابطعمومی و در کنار آن پیش بینی بودجه لازم و تامین منابع مورد نیاز در جهت تحقق برنامههای مصوب توام با اعمال نظارت و کنترل صحیح در اجرای برنامههای توسعهای گام مهم بعدی در این عرصه می باشد. اما باید به عنوان تاکید این نکته را متذکر شد که برنامهریزی در این زمینه باید آگاهانه و با هدف ایجاد تحولات لازم برای رشد و تعالی روابطعمومی باشد.
این کارشناس ارشد روابطعمومی افزود: پیشنیاز سوم، تجهیز روابط عمومی به ابزار دستیابی به توسعه اعم از سخت افزار و نرمافزار میباشد که در کنار این موضوع پرداختن به مقوله آموزش و توسعه نیروی انسانی با اتکاء به شیوهها و متدهای جدید همراه با تغیر و تبدیل فرهنگ در جازدن و ایستا به فرهنگ پویا، فعال، یادگیرنده و دانشمحور از زمره مسائل دیگر در این عرصه میباشد. بنابراین نمی توان تنها با اتکاء به ابزار و فناوریهای ارتباطات و اطلاعات در جبران عقب ماندگیهای تاریخی روابطعمومی ایران موفق بود، در واقع می توان این نکته را با بیان دیگر مطرح کرد که استفاده از ابزار و فناوری جدید به عنوان یک پیش نیاز شرط لازم است، ولی کافی نیست زیرا داشتن سواد دیجیتالی همراه با آموزش مستمر و کافی برای رسیدن به مهارت تنها یک تکه از پازل یک روابطعمومی کارآمد و اثربخش میباشد و تکههای بعدی این پازل داشتن شخصیت و اندیشه و تفکر مناسب در تجمیع و توزیع عادلانه آگاهی به مردم بر بستر الکترونیک است.
دبیرخانه دائمی همایش روابطعمومی الکترونیک
|