مصاحبه از: امیر حسن حکیمیان سوال: جناب پروفسور کمالی پور از اینکه با توجه به مشغله های زیادی که دارید به بنده و سایت تعامل این فرصت را دادید که حضوراً با شما گفت و گویی داشته باشیم صمیمانه متشکرم. سوال اول را این گونه بیان می کنم که چرا باید روزی را به نام روز ارتباطات نامگذاری کرد و چرا حرفه روابط عمومی تا این اندازه در جامعه مهم و تاثیر گذار است؟ به این دلیل که این حوزه مشخصاً روی ارتباطات انسانی و میان فردی تکیه دارد و هر آنچه در حوزه های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی روی می دهد بر اساس ارتباطات و روابط انسان هاست. به این معنی هر مقدار این رابطه تعاملی تر و بهتر باشد نهایتاً سودمندتر خواهد بود. بنابراین به نظر من خیلی هم دیر چنین روزی نامگذاری شد ولی در هر حال هیچ وقت هم دیر نیست و این را به فال نیک می گیرم، بخصوص که در ایران دوستان و همکاران واقعاً در سال های اخیر خیلی در این زمینه فعال بودند و موفقیت های چشمگیری داشتند که واقعاً مایع مباهات و خوشحالی است. سوال: وضعیت و موقعیت روابط عمومی را در ایران با توجه به شناختی که دارید چگونه ارزیابی می کنید؟ من تماس تنگاتنگی با خانواده روابط عمومی و رسانه در ایران دارم و شاید روزی و هفته ای نباشد که با چند نفر از دوستان از طریق وسایل ارتباطات جمعی مثل اینترنت و تلفن در ارتباط نباشم. به نظر من طی 10 سال اخیر کارهای خیلی خوبی انجام شده است که از آن ها می توان به نشست های ماهانه انجمن روابط عمومی ایران، سلسله همایش های روابط عمومی الکترونیک EPR ، کارگزاران روابط عمومی و تعداد زیادی وب سایت و وبلاگ که در اینترنت با موضعیت ارتباطات و روابط عمومی ایجاد شده است. به طور کلی هم اکنون در ایران کتاب ها، مجلات، نشست ها و همایش های موفقیت آمیز و خوبی در حال انجام و پیگیری است و از این حیث به هیچ وجه کمبود امکانات و اطلاعات نیست و در کنار همه این ها علاقه زیادی هم به این رشته وجود دارد. ولی آن چه که فکر می کنم مانع در راه پیشرفت بیش از پیش روابط عمومی در ایران است مدیران (مدیریت عامل) سازمان ها چه دولتی و خصوصی می باشند که آنطور که شاید و باید به این رشته مهم اهمیت کافی و وافی را نمی گذارند. چنانچه در بیشتر کنفرانس ها و همایش ها نیستند. در یک جمله تصمیم گیران و کسانی که بودجه روابط عمومی ها را تامین می کنند در گیر نیستند یک دیگراز موانع نبودن استمرار در امور است، همانطور که همگی شاهد آن هستیم مدیران به راحتی جابجا می شوند و یا مدیرانی مسئول نهادی می شوند که نه تنها تخصصی در آن حوزه ای که مدیرعامل شده اند ندارند بلکه از روابط عمومی هم هیچ سررشته ای متاسفانه ندارند. همچنین از رسانه ها و علوم انسانی که شامل روانشناسی، جامعه شناسی و... می شود هم بی اطلاع هستند. بنابراین در یک حوزه محدود عمل می کنند. بنابراین از یک طرف پیشرفت های بسیار خوبی به دست علاقه مندان و دلسوزان این رشته به وقوع پیوسته است ولی از هم گسیختگی هم وجود دارد که این از هم گسیختگی به کل سازمان و جامعه تعمیم داده می شود که این باعث تاسف است. سوال: جناب پروفسور کمالی پور یکی از این NGOهایی که به شدت فعال است، انجمن روابط عمومی ایران است که در اقصی نقاط کشور کار گروه های استانی دارد و کارگروه های آموزشی آن در استان ها و شهرستان ها برگزار می شود که با استقبال پرشور علاقه مندان این رشته مواجه هستند. لطفاً نظر خود را به NGOهایی در ایران و جهان فعال هستند بفرمایید؟ همچنین بفرمایید که چه کارهایی باید در جهت پیشرفت روابط عمومی در سطح کشور انجام دهند؟ الگوهای زیادی در دنیا وجود دارد و این نیاز به اختراع ندارد. من بارها گفته ام که یکی از راه هایی که در ایران NGOهایی مختلف و از هم گسسیخته به یکدیگر پیوند داده شوند، قرار گرفتن همه آنها در زیر یک چتر مانند PRSA (Public Relations Society of America) که در واقع انجمن روابط عمومی آمریکا است و در ایران این کار را انجمن روابط عمومی ایران می تواند انجام دهد. این انجمن که هم اکنون موجود است و سالهاست فعالیت می کند باید مانند یک چتر حمایتی همه NGOها را زیر چتر حمایتی خودش بگذارد، از آن ها حمایت کند و برنامه ها و اهداف آن ها را در سراسر کشور و نه فقط در تهران تدوین و هماهنگ کند. من مطلع هستم که NGOهایی زیادی در سراسر کشور فعال هستند ولی متاسفانه آن طور که باید و شاید با هم تعامل و پیوند داده نشده اند. بنابراین بیشتر آن ها کارهایی می کنند که به آن کار موازی می گویند. این یکی دیگر از معضلات این حوزه و کلاً ایران است. در حالی که به نظر من روابط عمومی ها باید الگو باشند و باید خودشان به گونه ای عمل کنند که سایر نهادها از آنها الگو بگیرند. متاسفانه می شنوییم که در همایش ها و کنفرانس هایی که برگزار می شود، می گویند این همایش فلانی است و ما نمی رویم در صورتی که ما باید از یکدیگر حمایت کنیم و باز هم تاکید می کنم روابط عمومی ها باید الگو باشند و از منظر سازمانی هم برنامه ریزی آن ها می تواند الگو باشد. البته به این نکته باید توجه کرد که این برنامه ها نباید به صورت مقطعی و گسسته انجام شود. مدیریتی که استراتژی دارد برنامه ریزی می کند و برنامه هایش را اعلام می کند، نظرخواهی می کند و سپس اصلاحات لازم را اعمال می کند و بعد آن را عملیاتی می کند. متاسفانه این ناهماهنگی های در ایران وجود ندارد و بعضی افراد می گویند ما نمی توانیم با هم کار کنیم و این در فرهنگ ما نیست و روی جزییات تاکید می شود. در حالی که خلاف این است، به بهانه این که باید تفکیک وظایف وجود داشته باشد حتی از کوچکترین همکاری هم مضایقه می کنند و این ها همه بهانه است. مثلاً معمولاً ایرانیان خارج از کشور وقتی در برابر ملیت های دیگر به طور مثال آمریکایی ها قرار می گیرد به نحو باورنکردنی کار گروهی می کنند که الگویی برای بقیه می شوند ولی وقتی در برابر ایرانیان دیگر قرار می گیرند در کارگروهی دچار ضعف می شوند. همکاری و هماهنگی یک بازی برد-برد است که آن می تواند در یک همایش، کنفرانس و یا حتی یک کتاب نیز متجلی شود. دقت کنید همواره محتوا و افکار مهم است نه دبیر کنفرانس، همایش یا نویسنده کتاب. سوال: ویژگی های یک مدیر روابط عمومی خوب و موفق چیست؟ ویژگی ها و خصوصیات مدیریت تاثیر پذیر از نوع و نقش سازمان نیست و از نظر وظایف همگی یکسان هستند ولی مدیر روابط عمومی باید کاملاً آشنا و تحصیل کرده و متخصص روابط عمومی باشد و همچنین از اهداف و ماهیت نهادی که در آن هست نیز شناخت کافی و وافی داشته باشد. مدیر روابط عمومی موفق مدیری است که همواره در جهت بهبود وضعیت قدم برمی دارد و دارای برنامه کوتاه و بلند مدت است و برای یک چنین برنامه هایی باید دید و شناخت قابل قبولی از رسانه ها و مخاطبان و اوضاع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور داشته باشد. این مدیر باید بتواند و بداند چگونه و به چه نحو مخارج امور و برنامه هایی که دارد و به طور دایم طرح می شود را تامین کند. او باید بتواند ماهیت این منابع را تشخیص دهد و بر آن اساس برنامه ریزی کند، به طور مثال مدیرعاملی روی کار می آید و به مدیر روابط عمومی می گوید که بنده از روابط عمومی راضی هستم، کار شما خوب است و من از کار شما راضی هستم و به شما بودجه مناسبی می دهم. حال اگر این مدیر 3 سال بعد عوض شد چه کار می توان کرد بنابراین چالشهایی هم در این راه است. دیگر ویژگی یک مدیر موفق شفافیت و انصاف در عمل و گفتار است. او باید بداند چگونه با همکارانش و لایه های سازمانی و یا هرکسی که از آن سازمان یا نهاد منتفع ارتباط برقرار کند و تعامل داشته باشد. رمز این کار ایجاد یک رابطه سالم و دوسویه است. از ویژگی های این رابطه استمرار آن است و این مگر با شفافیت و انصاف در عمل و گفتار شکل نمی گیرد. باید از تمام امکانات در دسترس مانند وب سایت، نشریه، بولتن و یا حتی سخنرانی استفاده کرد و به طور شفاف با همه به گفت و گو نشست. سپس شفاف عمل کرد این گونه نباشد که به طور پشت پرده کاری انجام داد و به یکباره همه را متعجب کرد و برای همه این سوال به وجود بیاید این اتفاق چگونه، چه طور و توسط چه کسی انجام شد. باید تمام تلاش خودمان را بکنیم که از این ماجراها پیش نیاید که هر کدام از آن ها ضربه سنگین و سختی به حیثیت مدیریت و سازمان تحمیل خواهد کرد. سوال: در حوزه روابط عمومی شما کدام وبلاگ و وبسایت را به دانشجوهای این رشته معرفی می کنید؟ سایت ها و وبلاگ های زیادی وجود دارد که انتخاب یکی از آن ها واقعاً کار مشکلی است. به عقیده من در مورد هر موضوع نباید به یک موضوع یا یک کتاب یا یک مرجع اتکا کرد. کسی که به دنبال آگاهی است باید در همه جا به دنبال آن بگردد. اصولاً وظیفه کسی که می خواهد آگاه شود این است که چه کار کند که خودش را در یک چار چوب عقیدتی، نگرشی یا سیاسی محدود نگذارد و همواره در جستجوی حقیقت باشد. این موضوع در مورد بقیه امور نیز صادق است بطور مثال خبر، فردی که به دنبال آگاهی است نباید هر گزاره ای را که یک رسانه می گوید قبول کند بلکه باید رسانه ها مختلف و متنوع و دیدگاه های متفاوت را در حد توان خود بشنود و خودش جمع بندی کند. این گونه نباشد که همواره به دنبال شنیدن صدا و نظر خود از رسانه باشد. البته این کار ساده ای نیست و خیلی ها عادت کرده اند که فقط به یک مرجع رجوع کنند در حالتی که یک مرجع نمی تواند و امکان ندارد دیدگاه های مختلف را منعکس بکنند. این قانون در همه جا است در آمریکا نیز به این گونه است. سوال: شما الان چه کتاب هایی در حال نشر دارید و چه کتاب هایی در حال نوشتن دارید؟ بنده در مجموع 14 کتاب تا به حال چاپ کردم که 2 عدد از آن ها کتاب های نشریه ارتباطات جهانی هستند که محتوای آن ها مقالاتی است که به مدت 4 سال در قسمت داوری شده نسخه آمریکایی نشریه جهانی GMJ چاپ شده است، که اگر آن ها را به حساب نیاوریم 12 عنوان کتاب می شود. هم اکنون در حال نگارش کتاب خاطراتم به کمک خانم حسینی از روزنامه نگاران توانای کشور هستم. قصدم بر این است که ابتدا آن را به زبان فارسی در ایران و سپس به زبان انگلیسی در امریکا چاپ کنم. به نظرم این کتاب می تواند خیلی برای جوانان آموزنده و امیدوار کننده باشد و به نوعی تاریخ شفاهی زندگی من است و در کلامی دیگر تفسیر "خواستن توانستن" است. سوال: بفرمایید الگوی شما در زندگی چه شخصی بوده است؟ در واقع شخص خاصی نبوده است ولی اشخاص مختلف در مقاطع مختلف زندگی تاثیرات زیادی بر روی من گذارده اند. باز هم بر می گردم به اینکه یک نفر نمی تواند یک الگوی کامل همه جانبه باشد و برای همه الگو ها متفاوت هستند و می آیند و می روند در مقطع های مختلف الگوهای متفاوتی داریم. البته یک سری الگوهایی هستند که همواره در نظرم هستند که از آن ها می توان به مارتین لوترکینگ، نلسون ماندلا و دیگری که سیاسی هم نیست مادر ترزا است که واقعاً زندگی خودش را وقف بچه های یتیم و بینوایی که در خیابان های هند رها شده بودند کرد و یک حرکت عظیمی در جهان پایه گذاری کرد. مهمترین درسی که می توان از این افراد گرفت این است که آن ها فراتر از منافع شخصی خود فکر می کرده اند و در همه کارهای خود این را تعمیم می دهند. منظور من این است که آن چه که اهمیت دارد ذهنیت است، حال اگر این ذهنیت سازنده در راه منفعت عام و در راه بهتر شدن زندگی دیگران باشد مسلماً ارج به آن گذاشته می شود. به عنوان مثال گاندی، سال های سال است که نیست ولی زنده است، ماندلا زنده است، مارتین لوترکینگ زنده است. این ها جاودانه هستند و از آن طرف نگاه می کنید به رهبران بعضی از کشورها در حال حاضر بر عکس خود خواهانه و خودکامه عمل کرده و می کنند. کما این که الان در کشور های دیکتاتوری می بینیم که آن هایی که قدرت را برای سال های سال در دست داشته اند نمی خواهند از اریکه قدرتشان پایین بیایند و برای حفظ قدرت خودشان می کشند و تارومار می کنند. سوال: در خواست می کنم در پایان اگر پیامی برای جامعه روابط عمومی داخل کشور دارید بفرمایید؟ روز روابط عمومی و ارتباطات را به همه دوستان، همکاران و متخصصین و دست اندرکاران روابط عمومی تبریک می گوییم. امیدوارم با انرژی، دیدی باز، نگرشی مثبت و با همکاری با یکدیگر بتوانند معضلات فرهنگی را شناسایی کنند و چاره اندیشی کنند. نه تنها با همکاری خودشان بلکه با همکاری رسانه ها به خصوص رسانه های مستقل و نیمه مستقل و آن هایی که دلسوز هستند برای کشور و آینده کشور، به یاری خدا آینده خوبی برای نه تنها روابط عمومی و رسانه ها و حوزه ارتباطات بلکه برای کل کشور ایران خواهیم داشت. در پایان آقای پروفسور بنده نیز این روز را از طرف جامعه روابط عمومی ایران به شما و همه دپارتمان ارتباطات دانشگاه پردو و همچنین دست اندرکاران و تحریه نشریه وزین ارتباطات جهانی (GMJ) تبریک می گوییم. امیدوارم که در سال آینده با حضور سبز شما این روز را در ایران و در کنار بقیه اعضای جامعه روابط عمومی و ارتباطات گرامی بداریم. در پایان یکبار دیگر از این که فرصت را به ما دادید که بتوانیم این گفت و گو را داشته باشیم، تشکر می کنم.
ياريگران هفتمین همايش روابط عمومي الكترونيك